گونه های «روایات» مکارم الاخلاق



مجموع: ۰

بازدید: ۳۳۰۷

یادداشت

گونه های «روایات» مکارم الاخلاق

ارسال شده در: 06 اسفند 1394 - 17:23 توسط عباس پسندیده

اصطلاح: اخلاقی

مكارم الاخلاق مفهومي است كه در حد خود جريان ساز بوده­ است و برخي از نويسندگان متقدم و متاخر را به خود مشغول نموده و باعث تألیف كتاب هاي خاصي در اين مورد شده است که می­توان به مکارم الاخلاق ابن ابی الدنیا، ابن سهل، طبرانی و طبرسی اشاره کرد. در این باره نخستین پرسش این است که گونه­ های روایات مکارم الاخلاق چیستتند؟ پرسش بعدی این است که چرا اين تعداد از صفات به عنوان مكارم انتخاب شده و نسبت به بقيه فضايل اخلاقي از جايگاه بالاتري برخوردار شده­ اند؟ این پرسش به ویژه با توجه به تعدد گونه های روایات مکارم الاخلاق مهم می باشد.

در باره پرسش نخست باید گفت که در منابع اسلامی، چهار دسته روایت در باره مکارم اخلاق وجود دارد که هر کدام تفاوت هایی با یکدیگر دارند. دسته نخست روایاتی هستند که در منابع مختلف وارد شده و مکارم اخلاق انبیاء را معرفی کرده­اند. این روایات توسط دانشمندانی همانند مرحوم کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید، مرحوم طبرسی(علی بن حسن) و طبرسی(حسن بن فضل)، ابن شعبه حرانی، راوندی و اسکافی نقل شده ­اند. روایت نخست، در یازده منبع توسط چهار تن از دانشمندان اسلامی آمده است. اعتبار این منابع نیز بالاست؛ 5 منبع آن درجه الف و رتبه ­های 1و 3 و 6 و 7 و 8،  و سه منبع دیگر نیز درجه ب و رتبه­ های 3 و 4 و 5 و 8، و یک منبع درجه ج و رتبه 2 دارند.

 گروه دوم روایاتی هستند که مکارم اخلاق را معرفی کرده­اند، بدون این که پسوند انبیاء را داشته باشند. این روایات توسط گروهی از دانشمندان شیعی همچون مرحوم کلینی، شیخ طوسی، شیخ صدوق، شیخ مفید، طبرسی(علی بن الحسن)، اشعث کوفی نقل شده است. درجه منابع این روایات الف/1 ، الف/6 و ب/1 و ب/2 و ب/4 و ب/8 می­باشد. همچنین توسط گروهی از دانشمندان اهل سنت همچون ابن عساکر، ابن ابی الدنیا، و سیوطی گزارش شده­ اند. اعتبار این منابع، ب/4 و ج/واسطه می­ باشد. این حدیث، در هیچ کدام از منابع دست اول اهل سنت نیامده است.

دو دسته دیگر روایات داریم که در آنها واژه مکارم الاخلاق به کار رفته است. یکی روایتی خصال است که سه رفتار اخلاقی را گزارش کرده است. این نقل با تعبیر مکارم الاخلاق در دیگر منابع نیامده است. اما این صفات سه­ گانه با تعبیرهای دیگر در منابع شیعی همچون: تحف العقول، معانی الاخبار، امالی صدوق، مشکاةالانوار، روضة الواعظین، زهد حسین بن سعید؛ و در منابع اهل سنت مانند مستدرک حاکم، سنن الکبری، معجم الکبیر و معجم الاوسط، مکارم الاخلاق ابن ابی الدنیا و جزء ابن عمشليق آمده است. پس در منابع شیعی، چهار روایت با اعتبار منبع (الف/6) و (الف/7) و (ب/3) و (ب/8) و (ج/4) داریم که به تعبیر مکارم الاخلاق در باره آنها وارد شده است. اعتبار نقل های اهل سنت نیز عبارتند از: الف / 7، الف / 9، ب / 1، ب / 2 و ب / 4. نکته مهم این که اولاً در نقل های شیعی، گوینده سخن، گاه رسول خدا(ص) و گاه امام صادق(ع) می­ باشد. روایت های رسول خدا(ص)، گاه خطاب به امیرالمؤمنین(ع) و گاه خطاب به فرد نامعلوم و گاه خطاب به جمع نامعلوم می ­باشد. روایتهایی که به امام صادق(ع) برمی­ گردد، چهار خصلت را برای مکارم الاخلاق برشمرده است که یکی اضافه ­تر از کلام رسول خدا(ص) می­ باشد. ثانیاً در معانی الاخبار و امالی صدوق و روضة الواعظین و مشکاةالانوار، همان تعبیر «مکارم الاخلاق»؛ و در تحف العقول تعبیر «خير أخلاق الدنيا والآخرة» و در زهد حسین بن سعید بدون تعبیری خاص آمده است.

دسته دیگر، روایتی در معانی الاخبار است که با تعبیر مکارم الاخلاق وارد شده و موارد دیگری را نقل کرده است. شبیه این نقل از اعلام الدین دیلمی نیز نقل شده است. اما در دیگر نقل­ هایی که در منابعی همچون خصال، زهد و مشکاة الانوار این سه خصلت در آنها آمده است، هیچکدام تعبیر مکارم الاخلاق ندارند. در مجموع، این گروه، دو روایت با اعتبارهای (الف/7) و (ج/4) دارد که صریحاً تعبیر مکارم الاخلاق را دارند. و دیگر روایات، با اعتبارهای (الف/6)، (ب/1) و (ب/8) همین سه خصلت را با تعبیر «ثلاث لا يطيقهن الناس» آورده­ اند.

بنا بر این، این گونه نیست که روایات مکارم الاخلاق شکل واحد داشته باشند و بر یک سیاق صادر شده باشند.

و اما در باره پرسش دوم باید گفت همان گونه که گذشت، برخی روایات باب مکارم، در خصوص مکارم اخلاق پیامبران­ اند. این روایات، خود به دو شکل نقل شده ­اند. یکی نقل مرحوم کلینی از عبدالله مسکان است. در این نقل، ده صفت بیان شده که عبارتند از: اليقين والقناعة والصبر والشكر والحلم وحسن الخلق والسخاء والغيرة والشجاعة والمروة. یقین به معنی شناختِ بی ­تردیدِ توأم با اطمینان است .  قناعت مربوط به حوزه کسب روزی و به معنی رضایت نسبت به آن است.  صبر مربوط به حوزه سختی ­ها و به معنی تحمل کردن و خودداری از جزع است.  شکر مربوط به حوزه داشته ­ها و خوشی­ها و به معنی سپاس­گذاری از آنهاست. حلم مربوط به (ارتباطات انسانی) حوزه غضب و به معنی مهار خردمندانه خشمِ ناشی از رفتار جاهلانه دیگران می­ باشد.  حسن خلق مربوط به(ارتباطات انسانی) رابطه با دیگران و به معنی برخورداری از مهارت هایی خاص در روابط اجتماعی است.  سخاوت مربوط به(ارتباطات انسانی) حوزه مواجهه با نیازمندان و به معنی گذر از مال با میل و رغبت و دادن آن به دیگران است. غیرت مربوط به(ارتباطات انسانی) حریم زندگی بوده و به معنی اجازه تعرض ندادن به بیگانه می ­باشد.  شجاعت مربوط به حوزه تهدیدات بوده و به معنی قلبی سرسخت و مقاوم می ­باشد.  مروت مربوط به (ارتباطات انسانی)حوزه ارتباطات است و رعایت حال دیگران در ارتباطات میان فردی که حکایت از اوج انسانیت آن شخص می­ باشد. موقعیت­های این صفات، حوزه وسیعی از مهمترین مسایل زندگی را شامل می­ شوند؛ بیشترین مورد در رابطه با موقعیت ارتباط انسانی و موقعیت خوشی­ ها  و سختی­ ها است. و اما یقین که از جنس شناخت است، پایه و اساس همه اینهاست. هر صفت اخلاقی نیازمند یک پایه شناختی است و یقین، خود بهترین وبالاترین نوع شناخت است.

نقل دوم مرحوم کلینی، دوازده صفت را بیان کرده که عبارتند از: الورع والقناعة والصبر و الشكر والحلم والحياء والسخاء والشجاعة والغيرة والبر وصدق الحديث وأداء الأمانة.

ورع، نوعی خویشتنداری پیشرفته است که موجب مهار نفس به بهترین شکل می­ شود و در همه زمینه ­ها کاربرد دارد و از نیازهای ضروری زندگی معنوی و اخلاقی می ­باشد. قناعت مربوط به حوزه روزی و به معنی رضایت نسبت به آن است. صبر مربوط به حوزه سختی­ ها و به معنی تحمل کردن و خودداری از جزع است. شکر مربوط به حوزه داشته­ ها و خوشی­ ها و به معنی سپاس­گذاری از آنهاست. حلم مربوط به حوزه غضب و به معنی مهار خشم می ­باشد. حیا از عوامل مهار نفس است که عالی­ تر از خوف و رجا بوده و بر محور کرامت و نظارت خداوند استوار است و می ­تواند در همه امور نقش بازدارندگی داشته باشد. سخاوت مربوط به حوزه مواجهه با نیازمندان و به معنی گذر از مال با میل و رغبت و دادن آن به دیگران است. شجاعت مربوط به حوزه تهدیدات بوده و به معنی قلبی سرسخت و مقاوم می ­باشد. برّ عنوانی عام برای همه امور خوب و به اندازه فراوان می ­باشد که مستلزم «نیکوکاری بیکران» است. صداقت مربوط به حوزه زیان بوده و به معنی هماهنگی زبان با واقعیت ­ها می ­باشد. و امانتداری مربوط به حوزه ودیعه­ هایی است که افراد نزد یکدیگر می­گذارند. وجود این ویژگی موجب آرامش در جامعه و افزایش اعتماد می­ گردد و حقوق افراد رعایت می­شود. از آنچه گذشت می ­توان نتیجه گرفت که این دوازده صفت، دوازده حوزه از حوزه ­ها مهم زندگی انسان را پوشش می­ دهند که اساسی و حیاتی می ­باشد و به همین جهت است که جزء مکارم قرار گرفته ­اند.

بخش دیگری از روایات مکارم اخلاق، عام بوده و اختصاص به انبیاء داده نشده است. این گروه خود سه گونه می ­باشند. گونه نخست که از شیعه و سنی نقل شده است، ده صفت دارد: صدق اليأس وصدق اللسان وأداء الأمانة وصلة الرحم وإقراء الضيف وإطعام السائل والمكافأة على الصنايع والتذمم للجار والتذمم للصاحب ورأسهن الحياء. نگاهی مجموعی به این گروه از مکارم اخلاق نشان می­ دهد که بیشتر مربوط به حوزه روابط اجتماعی می­ شوند. این صفات ابعاد مختلف روابط اجتماعی مانند: مواجهه ما نسبت به اموال دیگران، انتقال خبر، امانت، خویشاوندان، مهمان، نیازمندان، نیکوکاران و همراهان را شامل می ­شود و تنها صفت حیاء است که به نظر بنیادی­ تر و اساسی ­تر می­ رسد و الزاماً اختصاص به حوزه خاصی ندارد؛ بلکه صفتی ریشه­ ای است که می ­تواند در امور اجتماعی منشأ صفات مثبت و سازنده گردد.

روایت دوم، حدیثی است که خصال از پیامبر اکرم(ص) نقل می­ کند و تنها سه صفت در این روایت بیان شده است: تعطي من حرمك ، وتصل من قطعك وتعفو عمن ظلمك. هر سه مورد به نوعی واکنش کریمانه به سه موقعیت بد و منفی را بیان می­ کنند که عبارتند از: محروم ساختن، قطع رابطه کردن و ظلم کردن. شاید وجه کرامت این سه در این باشد که فرد می­ تواند مقابله به مثل کند، اما با یک پله فراتر رفتن، واکنشی کریمانه و فضیلت مدارانه نشان می­دهد.

و اما سومین روایت از روایات مکارم اخلاق عام، روایتی است از امام صادق(ع) که در آن سه صفت مطرح شده است: الصفح عن الناس، ومواساة الرجل أخاه في ماله، وذكر الله كثيراً. به نظر می­ رسد دو مورد آن در روایات پیشین آمده بود؛ یکی «الصفح عن الناس» که با عفو یکی است. دیگری «مواساة الرجل اخاه فی الدین». ذکر نیز راه برقراری ارتباط هوشیارانه با خداوند بوده و از آن طریق موجب بروز صفات اخلاقی می­ گردد.

بخشی از کتاب «بررسی و تحلیل روایات مکارم الاخلاق» نوشته دکتر حمزه عبدی، دکتر عباس پسندیده

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها

مقالات